|
باز
محرم رسيد

باز محرم رسيد،
دلم چه ماتمزده
کسي ميان اين دل،
خيمه ماتم زده
باز محرم رسيد،
شدم چه حيران و مست
از اين همه عاشقي،
دوباره ام مست مست
باز محرم رسيد،
ميکده ها وا شدند
تمام عاشقانت،
واله و شيدا شدند
باز محرم رسيد،
اين من و گريه هايم
رفع عطش مي کند،
فرات اشک هايم
باز محرم رسيد،
شهر سيه پوش توست
دل ، نگران رنج
خواهر مظلوم توست
باز محرم رسيد،
مدرسه عشق باز
کلاس درس زينب،
کار نموده آغاز
باز محرم رسيد،
وعده گه بيدلان
فصل جنون و مستي،
صاحبِ صاحبدلان
باز محرم رسيد، تا
سحر آواره ام
ميان ميخانه ها،
مستم و ديوانه ام
باز محرم رسيد،
عاشقي سوداگريست
گرمي بازار عشق،
شور دل زينبيست |